18 اردیبهشت 1405

کتاب سایه روشن های آنتونی هاپکینز اثر مایکل فینی کالان انتشارات سرزمین اهورایی

کتابی کامل و خواندنی درباره ی سر آنتوتی هاپکینز:سایه روشن های آنتونی هاپکینز به قلم مایکل فینی کالان با ترجمه غلامحسین سالمی و ویرایش اسدالله امرایی به (مشاهده ادامه متن)

ناموجود

جهت مشاهده مشخصات و قیمت نهایی این محصول (با توجه به نوسانات بازار)، لطفاً به لینک زیر مراجعه کنید.

توضیحات محصول

محصول کتاب سایه روشن های آنتونی هاپکینز اثر مایکل فینی کالان انتشارات سرزمین اهورایی در دسته بندی کتاب زندگینامه و بیوگرافی قرار دارد. این محصول از برند انتشارات سرزمین اهورایی می باشد. این محصول در نظر سنجی از کاربران در مجموع 5 رای ، نمره 92 را کسب کرده که نمره عالی می باشد

کتابی کامل و خواندنی درباره ی سر آنتوتی هاپکینز:سایه روشن های آنتونی هاپکینز به قلم مایکل فینی کالان با ترجمه غلامحسین سالمی و ویرایش اسدالله امرایی به مدیرهنری مجیدضرغامی در انتشارت سرزمین اهورایی منتشر شده است. در این کتاب هر آنچه در باره ی آنتونی هاپکینز می خواهید گفته و بررسی شده است. این کتاب مصور است و تصاویر زیبایی به صورت تمام صفحه از آنتونی هاپکینز در هر بخش کتاب نقش بسته است.سایه روشن های آنتونی هاپکینز کتابی منحصربفرد درباره ی زندگی و آثار سر آنتونی هاپکینز است او برنده ی اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۹۹۲ برای سکوت بره هااست، هاپکینز پنج بار دیگر نیز نامزد دریافت این جایزه شده و نیز سه بار جایزه بفتا، دو جایزه امی، و یک جایزه ی گلدن گلوب و جوایز دیگری را برده است. این کتاب در فروست هنر هفتم نشر سرزمین اهورایی وارد بازار نشر شده است. .فیلم سکوت بره ها طلسم هزاره است و هاپکینز در نقش هانی بال لگنر مرد رُنسانس است که بادیه ی قرون وسطی را واژگون می کند. «لیزی فرانک» منتقد مجله ی مانتلی فیلم بولتن. جیمز سلان جونز رییس بخش نمایش تلویزیون بی بی سی، ‏کارگردان ادامه‏ی جادو، ‏‏و نمایش نامه‏ی ‏کین اثر سارتر وقتی از تجربه‏ی ‏خود با هاپکینز سخن می‏گوید، ‏‏هیچ احساس بدی ندارد. ‏آن‏ها قبلا همدیگر را دیده بودند «او را زمانی دیدم که توی ایکیوس بازی می‏کرد. ‏‏زمانی که از بلند پروازی و آرزوهای دور و دراز خود می‏گفت» و آن‏ها همدیگر ‏را پیدا کردند و محور حرف‏اشان ولز و ولزی‏ها بود. ‏‏هاپکینز ترک کرده بود و نه سیگار می‏کشید نه لب به مشروب می‏زد، ‏غذای درست ‏و حسابی هم نمی‏خورد. ‏هیکل اش روی فرم نبود اما از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود. ‏‏اومی گفت«خیلی خوب‏، ‏‏اجرا بکنیم، عالی‏ست»سارتر فرزند من بود. ‏ده سالی می‏شد که این کک به جانم افتاده بود تا این نمایش معرکه را به صحنه برسانم که درباره‏ی بازیگر افسانه‏ایِ قرن نوزدهم، ‏کین نوشته شده بود. ‏‏به کارگزار تونی توی لس‏آنجلس زنگ زدم او هم گفت: «تونی دیگر به تلویزیون علاقه‏ای ندارد، ‏‏او ستاره‏ی سینما ست»فکر کردم با خودش تماس بگیرم. ‏نامه‏ای برایش نوشتم وکلی قلم فرسایی کردم. ‏تونی به من تلفن کرد و گفت: «هیچ وقت به حرف کارگزار‏ها گوش نده». ‏گفتم خیلی خوب. ‏تو می‏دانی من چه می‏خواهم... .